تبلیغات
دانلود آموزش گفتوگو - SMS های خیلی عاشقانه ♥ ☻

SMS های خیلی عاشقانه ♥ ☻

پنجشنبه دوازدهم بهمنماه سال 1391 07:08   نویسنده : دانش مند      


حالم را پرسیدند,گفتم رو به راهم!نمی دانند رو به راهی هستم که تو رفته ای

 

 

فرهاد می دانست  صد سال نمی تواند کوه را بکند فقط می خواست یک عمر اسمش را با شیرین بیاورند!

 

 

به قصد پرواز ، تجربه کردم سقوط را …) بقیه در ادامه متن

 

 

هی رفیق ! زمان است که وفاداری تو را ثابت میکند ، نه زبان

 

در گذر از جاده ی زندگی آموختم کسانی را که بیشتر دوست میداری ، زودتر از دست می دهی

 

مقصر خود ماییم

عشق را به کسانی ارزانی میکنیم که

از زندگی ، جز آب و علف روزانه، نه میفهمند , نه میخواهند . . .

 

باید خودم را ببرم خانه !

باید ببرم صورتش را بشویم

ببرم دراز بکشد

دلداریش بدهم ، که فکر نکند

بگویم نگران نباش ، میگذرد

باید خودم را ببرم بخوابد

من” خسته است …!

.

.

انسان ، حرفیست

زده می شود

خوانده می شود

ترانه می شود ، به یاد می ماند

گاهی

ناله ایست

تنها

خاک خوب می فهمدش ….

.

 

 

تازگی ها از خواب که بیدار میشوم ، تازه کابوس هایم آغاز میشود

.

 

 

بلند بخوان؛

درشت بنویس؛

آویزه ی گوشت کن که :

«تقوا» آن نیست؛

که با یک «تق»، وا برود

.

دیگر بوی آدمیزاد نمی دهیم !

گرگ ها هم برای خوردنمان ناز میکنند

.

.

نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد !

نباید مست را در حال ِ مستــــــی . . .

دست ِ قاضـــــــــی داد !

نباید بی تفاوت !

چتر ماتـــــــــــــــــم را . . .

به دست ِ خیــــــــــــــــس باران داد !

کبوترها که جز پرواز ، آزادی نمی خواهند !

نباید در حصار میـــــــــــــله ها

با دانه ی گنــــــدم . . . به او تعلیم مانـــــــــــدن داد

 

 

.

دیگر از تنهــــــایی خستـــــه شده ام

به کلاغــــها زیر میـــــزی میــــدهم ،

تا قصـــه ام را تمــام کنند . . .

 

 

.

هـر چہ از دست میـرود بگذار بـرود

چیـزی ڪہ بہ اِلتمـاس آلـوده باشد نمیخواهمـ …!

هـر چہ بـاشد حتی زنـدگی …!

.

 

.

آلـــیــــس کـــجـــایـــی؟!

بـــیـــا

ایـــنـــجـــا عــجــیـــب تــریــن ســـرزمــیــن دنـــیــاســت . . .

.

دَم از بازی حکم میزنی!

دَم از حکم دل میزنی!

پس به زبان “قمار” برایت میگویم!

قمار زندگی را به کسی باختم که “تک” “دل” را با “خشت” برید!

باخت ِ زیبایی بود!

یاد گرفتم به دل ، “دل” نبندم!

یاد گرفتم از روی “دل” حکم نکنم!

دل را باید بُــر زد جایش سنگ ریخت که با خشت تک بــُری نکنند!

 

.

یه زمانی آدمها دوست داشتن که اولین عشق یه نفر باشن…..

الان باید دعا کنن که آخریش باشن

 


آخرین ویرایش: پنجشنبه دوازدهم بهمنماه سال 1391 09:09
دیدگاه ها ()
چهارشنبه پانزدهم شهریورماه سال 1396 18:31
Hey there just wanted to give you a quick heads up.
The text in your post seem to be running off the screen in Chrome.
I'm not sure if this is a format issue or something to do with internet browser
compatibility but I figured I'd post to let you know. The design look great though!
Hope you get the problem resolved soon.
Kudos
پنجشنبه سی و یکم فروردینماه سال 1396 12:10
Please let me know if you're looking for a article writer for your weblog.

You have some really good posts and I feel I would
be a good asset. If you ever want to take some of the load off, I'd love to write some content for
your blog in exchange for a link back to mine. Please shoot me an e-mail
if interested. Thanks!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ


  • دانلود

نویسندگان

  • دانش مند(102)

نظر سنجی

نظر شما در رابطه با نوع فعالیت این بستر چیست؟